
این روزها زیر بار سنگین تخریبهای زیستمحیطی، هجوم بیضابطه گردشگران، زخمهای التیامنیافته معدنکاوی و چرای بیرویه دام کمر خم کرده است. گویی هر سال که میگذرد، سهم دماوند از روز ملیاش، نه جشن و سرور، بلکه شمارش زخمهایی است که پیکر نیمهفعال و کهنسال آن را به سمت نابودی تدریجی سوق میدهد.
سمکوبی گلههای انسانی بر تن رنجور دماوند و فاجعه هفت تن زباله در ارتفاعات
به گزارش روز نو سالانه ۱۵ تا ۲۰ هزار کوهنورد و گردشگر بیضابطه به بهانه فتح بلندترین قله ایران، راهی دماوند میشوند بدون آنکه ظرفیت اکولوژیک این منطقه حساس کوهستانی در نظر گرفته شود. این لشکرکشی انبوه انسانی، به فرسایش شدید خاک، نابودی پوشش گیاهی و انباشت حجم وحشتناکی از پسماند در ارتفاعات منجر شده است.
طبق ارزیابیهای فدراسیون کوهنوردی، تنها در فصل صعودهای تابستانه، بیش از ۷ تن زباله توسط کوهنوردان در قله و مسیرهای صعود رها میشود؛ پسماندهایی که هرگز به پایین منتقل نمیشوند و چهره سپید دماوند را به زبالهدانی مرتفع تبدیل کردهاند. در این میان، عبور خودروها تا ارتفاع ۳ هزار متری و ترابری سنتی با اسب و قاطر تا پناهگاه بارگاه سوم در ارتفاع ۴ هزار متری برای حمل وسایل سنگین مسافران، فرسایش خاک را دوچندان کرده و مسیرهای پاکوب طبیعی را به پرتگاههای لغزنده و عاری از حیات تبدیل ساخته است.
غارت پهنه سبز البرز و قاچاق سالانه هزاران تن حیات از ریشههای دماوند
دماوند زادگاه گونههای گیاهی منحصربهفردی همچون کلاه میرحسن دماوندی، کزل دماوندی، بومادران دماوندی و شقایقهای بیهمتای دشت لار و رینه است که در کتب معتبر گیاهشناسی جهان به ثبت رسیدهاند. اما این فرش زمردین اکنون با تهدید بزرگی به نام برداشت بیرویه و غیراصولی گیاهان دارویی روبهرو است که سهم کل کشور از این تاراج سالانه بین ۳۰ تا ۵۰ هزار تن تخمین زده میشود.
سودجویان با کندن ریشه این گونههای نادر و بومی که برخی تنها زیستگاهشان ارتفاعات البرز است، نهتنها تنوع زیستی منطقه را با خطر انقراض مواجه میکنند، بلکه با از بین بردن پوشش گیاهی نگهدارنده خاک، زمینهساز سیلابهای ویرانگر در ابعاد بزرگ برای روستاهای پاییندست میشوند. کاهش شدید این منابع گیاهی با ارزش، در درازمدت ضربهای مهلک به اقتصاد محلی و معیشت پایدار بومیان منطقه وارد خواهد کرد.
سایه شوم معادن متروکه و غرش تانکرهای آب در رگهای خشکیده کوهستان
اگرچه پرونده فعالیت تخریبگر معادن سنگ لاشه و پوکه معدنی در دامنههای دماوند با تعطیلی آخرین معدن در سال ۱۴۰۰ بسته شد، اما سایه شوم این زخمهای عمیق بر چهره البرز همچنان باقی است. محوطههای بزرگ معدنی رهاشده هرگز احیا و بازسازی نشدند و اکنون به محل دپو و انباشت غیرقانونی زبالههای شهری و روستایی اطراف تبدیل شدهاند تا فاجعه نفوذ شیرابهها به آبهای زیرزمینی آغاز شود. از سوی دیگر، جای خالی معدنکاوی را اکنون کارخانههای برداشت آب معدنی پر کردهاند که با لولهکشیهای انبوه و مکش بیرویه از چشمههای طبیعی پای کوه، شیره جان دماوند را میمکند و توان هیدرولوژیکی این حوزه آبخیز حیاتی را که تامینکننده اصلی آب پایتخت و شهرهای شمالی است، به طور کامل فلج کردهاند.
هجوم دامهای تشنه به مراتع ممنوعه و گونسوزی برای یک استکان چای گرم
حضور بیش از ۱۰ تا ۱۵ هزار راس دام در مراتع مرتفع دماوند، بسیار فراتر از توان و ظرفیت چرای این منطقه کوهستانی است و تلاش یگان حفاظت محیطزیست برای جلوگیری از ورود ۳ هزار دام در سال گذشته نیز نتوانسته جلوی این بحران بزرگ را بگیرد. دامداران سنتی برای تامین سوخت مصرفی خود، اقدام به ریشهکنی و سوزاندن بوتههای گون و گیاهان چوبی کوهستان میکنند؛ فاجعهای دردناک در کشوری سرشار از منابع نفت و گاز که نشان میدهد هنوز هیچ سازوکار حمایتی و سوخترسانی مناسبی برای عشاق و ساکنان مراتع تعریف نشده است. این چرای مفرط و بوتهکنی مداوم، خاصیت نگهداری آب در خاک کوهستان را نابود کرده و پوشش گیاهی را تا مرز نابودی کامل پیش برده است.
کوچ اجباری حیات وحش به جزیره مرگ در ارتفاعات دستنیافتنی
حضور بیوقفه انسان، جادهسازیهای غیراصولی، گسترش ساختوسازهای غیرمجاز و ویلاهای تفریحی در دامنهها، پناهگاه امن جانورانی، چون کل، بز، قوچ، میش و خرس قهوهای را از بین برده است.
زیستگاه طبیعی این جانوران به دلیل فشارهای انسانی به ارتفاعات بسیار بالا و صخرههای سخت منتقل شده است، جایی که در فصول سرد سال هیچ خوراکی برای بقای آنها یافت نمیشود و این گونههای شاخص حیات وحش را در معرض خطر جدی انقراض ناشی از گرسنگی و سرما قرار میدهد. پیدا شدن لاشههای یخزده جانوران در ارتفاعات بالای ۵ هزار متری و نزدیکی دهانه آتشفشان، گواه تلخی بر این مدعاست که حیات وحش دماوند برای فرار از مزاحمتهای انسانی، مرگ در سرمای استخوانسوز و گازهای گوگردی قله را به بقا در دامنههای ناامن ترجیح داده است.