به روز شده در: ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۵
کد خبر: ۷۵۴۷۷۹
تاریخ انتشار: ۲۳:۴۰ - ۰۷ تير ۱۴۰۵

یک اتریشی بلیت برگشت تهران را برای چند ایرانی صادر کرد!

روزنو :اینکه فوتبال با ما لج کرده شاید یک مبنای فرضی داشته باشد اما اینکه برخی با ما و همه چیز لج کردند شاید از فرضیات کمی جدی‌تر باشد. آن دو دقیقه که تیم امیر به قله رفت و ریجکت شد پر از نشانه بود. نشانه هایی برای آنان که می اندیشند.

برترین‌ها: حوالی ساعت 7:30 صبح امروز غول فوتبال از خواب بیدار شد؛ آن لحظات که بوی "چیه این فوتبال" می‌دهند. پینگ پنگ سنگین الجزایر و اتریش که سرنوشت ایران را مشخص می‌کرد. آنچه در دقیقه 93 رخ داد عکس‌برگردان روز گذشته بود. آن که فوتبال را تماشا می‌کرد با هیجان روبرو بود. لحظاتی که حضور تیم امیرخان در قاره آمریکا را تمدید می‌کرد. امروز ردپای var در میان نبود. گل پذیرفته شد. اما فقط سه دقیقه بعد ماجرا کن فیکون شد. فردی به نام "ساسا کالادزیچ" آمد (این اسم را به خاطر بسپارید) کسی که با یک دقیقه بازی برای اتریش، گل سوم مقابل الجزایر را زد تا کابوس یک دقیقه‌ای صعود برای تیم امیرخان تکرار شود! 

oesterreich-tor-100

شاید اگر قرار بود کسی این دو دقیقه را فیلم کند، باید به سراغ پایان‌بندی «مه» (The Mist) فرانک دارابونت می‌رفت؛ همان جایی که قهرمان داستان، بعد از ساعت‌ها مقاومت و امید و ناامیدی، درست در لحظه‌ای که تصور می‌کند همه چیز تمام شده، تصمیم نهایی را می‌گیرد و تنها چند ثانیه بعد متوجه می‌شود که نجات، پشت همان پیچ جاده در حال رسیدن بوده است. تراژدی بزرگ نه در شکست، بلکه در فاصله کوتاه میان «داشتن» و «از دست دادن» اتفاق می‌افتد؛ در آن چند دقیقه‌ای که آدم هنوز باور دارد همه چیز ممکن است و ناگهان جهان تصمیم می‌گیرد قواعد بازی را عوض کند.

5f79f1b94d5f66001c3e9c9a

منتقدان سینما از این لحظه‌ها با عنوان «تأخیر مرگبار سرنوشت» یاد می‌کنند؛ جایی که اگر عقربه ساعت فقط کمی جلوتر یا عقب‌تر می‌رفت، کل داستان معنای دیگری پیدا می‌کرد. ماجرای صعود یک دقیقه‌ای تیم امیرخان هم چیزی شبیه همین بود؛ لحظه‌ای که خیلی‌ها صعود را در ذهنشان جشن می‌گرفتند، داشتند جدول را بالا و پایین می‌کردند و برای مرحله بعد رویا می‌بافتند، تا اینکه منطقِ فوتبال، مثل یک کارگردان بی‌رحم و بدخلق، تصمیم گرفت پایان دیگری را روی پرده ببرد. 

148

اشک‌های دیروز رامین، شکایت‌های امیر، شک و شبهه‌های میثاقی و حتی عینک شجاع انگار تصاویر ماندنی‌تر را خلق کردند. انگار همه اینها روی یک نوار در آن دو دقیقه (از گل محرز تا تیر خلاص کالادزیچ)  مرور شد و سرانجام نشد آنچه داشت می‌شد. این حس که فوتبال با ما لج کرده شاید یک مبنای فرضی داشته باشد اما اینکه برخی با ما و همه چیز لج کرده‌اند شاید از فرضیات کمی جدی‌تر باشد. آن دو دقیقه که تیم امیر به قله رفت و ریجکت شد پر از نشانه بود. نشانه هایی برای آنان که می اندیشند. از این رو می‌گوییم که آقای قلعه نویی فردا که به ایران رسید دوباره نگوید "فوتباله دیگه" و این مسائل... نه اتفاقا همیشه فوتبال نیست و گاهی مثل دو دقیقه پایانی بازی الجزایر - اتریش سینما می‌شود و یک پایان تراژیک همه چیز را بهم می‌ریزد تا شاید تکانی اساسی بخوری و بفهمی اصلا آنچه کاشته بودی را درو کردی. این تیم را بکوبید و بسازید و باقی هم بقایتان.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار