تسويه حساب انتخاباتي جريان شكست خورده در انتخابات با وزير ارتباطات

اين خبري است كه مصطفي پوردهقان، عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس دوازدهم از آن رونمايي كرده و ميگويد: «گروهي محدود در مجلس با هرگونه گشايش در حوزههاي مختلف مخالفت ميكنند، همين حالا هم فتحالفتوحي اتفاق نيفتاده، اما اقليتي در پارلمان به دنبال استيضاح وزير (ارتباطات) هستند.» اين نماينده حتي پا را فراتر گذاشته و بحث استيضاح وزير ارتباطات را در كنار پروندههاي ديگري چون مخالفت با مذاكرات و تخريب گسترده دولت قرار داده و اينطور تحليل ميكند: «چيزي كه بايد در اين ميان مشخص شود، اين است كه افرادي كه چنين مسالهاي را مطرح ميكنند نماينده افكار اقليتي هستند كه امروز مسائلي همچون عدم ارتباطات، عدم مذاكره، عدم اتصال اينترنت بينالملل و بسياري از موضوعات ديگر را مطرح ميكنند.» همانطور كه پوردهقان به درستي اشاره كرد به نظر ميرسد، جريان مخالف دولت بدون توجه به منافع ملي و مصالح عمومي تلاش ميكند در برابر تحقق مطالبات مردم و ايجاد رضايتمندي عمومي ايستادگي و پايداري كند! به همين دليل است كه از يك طرف در خفا و آشكار از برنامهريزيها و سياستگذاريهاي اجرايي نظام سياسي براي ترك تخاصم و مذاكره انتقاد كرده، از سوي ديگر در برابر رفع انسداد از اينترنت ميايستد، حتي تلاش ميكند مقابل برنامهريزيهاي اقتصادي دولت نيز مانعتراشي كند. «اعتماد» در گفتوگو با فعالان سياسي تلاش ميكند ابعاد و زواياي گوناگون تلاشهاي جريان اقليت براي مانعتراشي در مسير برنامههاي توسعهاي دولت را مورد واكاوي قرار دهد. بسياري از تحليلگران با انتقاد از تلاش برخي جريانهاي سياسي براي به جريان انداختن پرونده استيضاح وزير ارتباطات به دليل اتصال مجدد اينترنت و مخالفتهاي برجامي تاكيد ميكنند كه اينترنت امروز به يكي از نيازهاي اساسي و جدانشدني زندگي مردم تبديل شده و هر اقدامي كه موجب نارضايتي عمومي شود بايد از دستور كار خارج شود. از سوي ديگر اين چهرههاي سياسي موضوع مذاكرات ايران و امريكا در عين حفظ آمادگي نظامي براي پايان دادن به تحريمها و ايجاد ثبات اقتصادي در كشور را ضروري ارزيابي ميكنند.
محمد مهاجري: جريان شكست خورده در انتخابات 1403 به دنبال تسويه حساب انتخاباتي است
محمد مهاجري، فعال سياسي اصولگرا، با تحليل رفتارهاي جريان تندرو پس از انتخابات رياستجمهوري ۱۴۰۳، عملكرد اين جريان را ناشي از ناتواني در پذيرش شكست و تسويهحساب انتخاباتي دانست. مهاجري با اشاره به تلاشهاي اخير براي استيضاح وزير ارتباطات، همچنين مخالفتهاي گسترده يك جريان خاص به مذاكرات اين اقدام را نه يك كنش نظارتي، بلكه تسويهحسابي با مردم خواند و تاكيد كرد كه اين جريان تندرو به دليل ترس از مواجهه با جامعه، حتي از به ركود كشاندن مجلس دريغ ندارد. محمد مهاجري در گفتوگو با «اعتماد» ضمن نقد رويكرد جريان اقليت تندرو در سپهر سياسي كشور اظهار ميكند: انتخابات ۱۴۰۳ و شكست آقاي سعيد جليلي در اين رقابت، پايانِ ميدانداري اين جريان نبود، بلكه حاميان او سعي كردند فضا را همچنان انتخاباتي، ملتهب و پرچالش نگه دارند. از آن زمان تاكنون كه حدود دو سال ميگذرد، شاهديم كه برخي افراد با تبديل شكست به يك «تسويهحساب سياسي از مردم»، در برابر هر تحولي موضع ميگيرند و به دنبال بهانه تراشي براي ايجاد تنش هستند. او ادامه ميدهد: نكته عجيب اينجاست كه اين جريان در تحليلهاي خود چنان افراط ميكند كه گويي تمام تقصيرهاي وقوع جنگ مربوط به دولت است و اگر نامزد مورد نظر آنها پيروز شده بود، هيچكدام از اين چالشها وجود نداشتند. اين در حالي است اين جريان فاقد گفتمان مشخصي است كه بتواند با دنيا ارتباط برقرار كند. از سال ۱۳۸۸ تا امروز، اين طيف در دستيابي به رياستجمهوري ناكام مانده است و نشان دادهاند كه دكترين منسجمي براي اقناع بدنه اجتماعي و حتي اطرافيان خود ندارند. آنها نتوانستهاند در قالب يك حزب يا تفكر سياسي بالغ، مسير پيشرفت كشور را ترسيم كنند. مهاجري يادآور ميشود: متاسفانه بايد گفت كه به دليل همين خلأ فكري افرادي كه هيچ درك عميقي از مناسبات حكمراني ندارند، به اين جريان پيوستهاند و اكنون در مجلس و برخي رسانهها، بهويژه صداوسيما نفوذ كردهاند. اين افراد به جاي ايفاي نقش نمايندگي، هر روز مشغول حاشيهسازيهاي سياسي هستند تا تلافي ناكامي در انتخابات را از دولت و مردم بگيرند. اين فعال سياسي در بخش ديگري از اظهارات خود به موضوع داغِ اين روزها، يعني «آزادي اينترنت بينالملل» اشاره كرده و ميگويد: مهمترين موضوعي كه در يكي، دو هفته اخير فضاي عمومي را تحت تاثير قرار داده، بحث آزادي اينترنت است. تلاش دولت براي رفع انسداد از اینترنت تا حدي اميد را در جامعه ايجاد كرد و حتي كساني كه در انتخابات شركت نكرده بودند، از شكست طرفداران طرح صيانت در مقابل اينترنت آزاد خوشحال شدند. اما اين جريان تندرو، حالا كه نتوانستند در جايگاه رياستجمهوري خودنمايي كنند، با پر كردن برگههاي استيضاح عليه وزير ارتباطات، قصد دارند مانعتراشي كنند.
او تصريح ميكند: اين رفتارها نه براي حفظ امنيت ملي، بلكه براي تسويه حساب سياسي است؛ اما نه تسويهحساب با دولت يا جناح رقيب، بلكه تسويهحساب با خودِ مردم. همه ميدانند كه بيش از ۷۰ تا ۸۰ درصد مردم از فيلترشكن استفاده ميكنند تا به اينترنت آزاد دسترسي داشته باشند. همين مردمي كه در پي دسترسي آزاد به شبكه جهاني هستند، اگر به درستي درباره شرايط بحراني يا امنيتي توجيه شوند، قطعا از حق خود براي اينترنت آزاد ميگذرند؛ اما مشكل اينجاست كه جريان تندرو ميخواهد اين حق را بهطور كامل از مردم سلب كند. مهاجري ادامه داد: من يقين دارم كه اين افراد حتي حاضر نيستند يك روز سوار مترو شوند و براي مردم درباره تصميماتشان توضيح دهند، چرا كه بهشدت از واكنش مردم هراس دارند. آنها ميدانند كه چه فاصله عميقي ميان ديدگاههايشان و خواستههاي اكثريت جامعه وجود دارد. بنابراين تلاش ميكنند از روشهایي مانند استيضاح وزير ارتباطات براي پيشبرد اهداف سياسي خود استفاده كنند. شخصا معتقدم استيضاح وزير ارتباطات براي خودِ ايشان «بسيار سودمند» خواهد بود، چرا كه افكار عمومي متوجه ميشوند او در پي اجراي مطالبه مردم و ايستادگي در برابر انسدادخواهان بوده است. وي در بخش ديگري از سخنان خود به بحثهاي اخير پيرامون «تنگه هرمز» پرداخت و گفت: در همين ماههاي اخير، برخي از اين افراد با ادعاهاي عجيب و بدون پشتوانه علمي، درباره مسائل امنيتي و حقوقي تنگه هرمز اظهارنظر كردند. من با شناختي كه از آنها دارم، يقين دارم كه حتي رژيم حقوقي اين تنگه و الفباي مسائل امنيت ملي را نميدانند. آنها صرفا حرفي ميزنند تا در رسانهها مطرح باشند. گويي اين جمله معروف كه «آب زمزم را آلوده كن تا مشهور شوي» سرلوحه كار برخي از اين نمايندگان شده است. مهاجري در پايان خاطرنشان ميكند: تنها چيزي كه براي اين طيف اهميت دارد، ديده شدن در رسانهها و باقي ماندن در تيترهاست، حتي اگر به قيمت آلوده كردن فضاي عمومي كشور باشد. اين افراد و جريانات نه به مصلحت امنيت ملي فكر ميكنند و نه توجهي به مطالبات واقعي مردم دارند. اميدوارم بدنه عقلاني مجلس به اين نتيجه برسد كه براي حفظ كشور و آرامش جامعه، بايد راه خود را از اين جریانها جدا كنند و به سمت اولويتهاي واقعي كشور گام بردارند.
حناچي: اينترنت بخش جدانشدني زندگي مردم است
پيروز حناچي در واكنش به بحثهايي درباره استيضاح وزير ارتباطات از سوي برخي جريانهاي سياسي ميگويد: امروز مشاهده ميشود كه يك جريان خاص در اقليت تلاش ميكند پرونده استيضاح وزير ارتباطات را به دليل اتصال دوباره اينترنت به جريان بيندازد و اين پرسش را مطرح ميكند كه چرا اينترنت از طريق ستاد فرماندهي فضاي مجازي راهاندازي شده است؟ او ادامه ميدهد: بايد بپذيريم كه هر پديدهاي در زمان خود جايگاه و ضرورت خاصي پيدا ميكند. همانطور كه گفتهاند: «هر كسي را بهر كاري در جهان آوردند»، ابزارها و فناوريها نيز در دورههاي مختلف بر اساس نياز جامعه معنا پيدا ميكنند. روزگاري در اين كشور و در دوران پهلوي اول، داشتن راديو جرم محسوب ميشد و اگر مردم اخبار جنگ جهاني دوم را از طريق راديو دنبال ميكردند، ممكن بود با مجازات روبهرو شوند؛ اما امروز نگاه جامعه به ابزارهاي ارتباطي كاملا تغيير كرده است.
حناچي يادآور ميشود: همانگونه كه راديو در زمان خود به يكي از مهمترين ابزارهاي ارتباطي و اطلاعرساني تبديل شد، امروز اينترنت نيز به بخش جدانشدني زندگي مردم بدل شده است. ديگر نميتوان اينترنت را صرفا يك ابزار تفريحي يا غيرضروري دانست. اينترنت در زندگي روزمره مردم، در آموزش، درمان، حملونقل، تجارت، خدمات عمومي، ارتباطات خانوادگي و حتي امور ساده خانه نقش مستقيم دارد. به نظرم اين استيضاح براي دولت فرصتي است تا براي مردم مشخص كند كه چه افراد و گروههايي مخالف حق طبيعي مردم هستند؟ او با اشاره به وابستگي گسترده ابزارهاي جديد به اينترنت ادامه داد: امروز حتي براي بهروزرساني بسياري از وسايل خانگي از جمله جاروبرقيهاي هوشمند، تلويزيونها، يخچالها و ساير لوازم ديجيتال نيز به وايفاي و اينترنت بينالمللي نياز است. وقتي زندگي مردم تا اين اندازه با اينترنت گره خورده، چگونه ميتوان جلوي اين نياز را گرفت يا آن را ناديده گرفت؟ نميتوان در برابر نياز واقعي جامعه سد ايجاد كرد. مردم امروز براي كسبوكار، آموزش فرزندان، ارتباطات روزمره و دريافت خدمات، نيازمند اينترنت پايدار، پرسرعت و قابل اتكا هستند. بنابراين هر تصميمي در اين حوزه بايد با درك دقيق از واقعيتهاي زندگي مردم اتخاذ شود، نه بر اساس نگاههاي محدودكننده يا سياسي.
حناچي در بخش ديگري از سخنان خود درباره برخي ادعاها مبني بر ارتباط آسيبهاي امنيتي با اينترنت گفت: اگر در شرايط جنگي يا بحراني آسيبهايي متوجه كشور شده، من معتقدم كه اين آسيبها الزاما ناشي از اينترنت عمومي نبوده است. اساسا تروريستهاي حرفهاي و گروههاي سازمانيافته به گونهاي عمل ميكنند كه قابل رديابي نباشند و براي ارتباطات خود از شيوههاي پيچيدهتر، اينترنت ماهوارهاي و ابزارهاي خاص استفاده ميكنند. او ميافزايد: نبايد مشكلات امنيتي را به شكلي سادهانگارانه به استفاده عمومي مردم از اينترنت نسبت داد. محدود كردن اينترنت مردم عادي، بيش از آنكه مانع فعاليت عوامل حرفهاي شود، زندگي، كسبوكار و آرامش عمومي جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد. بايد ميان نيازهاي امنيتي و حقوق و نيازهاي عمومي جامعه تفكيك قائل شد. حناچي با اشاره به تصميم دولت براي اتصال مجدد اينترنت اظهار كرد: به نظر ميرسد دولت قطعا اين موضوع را بررسي كرده و به اين جمعبندي رسيده كه ميزان نارضايتي عمومي مردم به دليل محدوديت يا قطعي اينترنت افزايش يافته است. اين نارضايتي حتما عميق و گسترده بوده كه دولت تصميم گرفته در اين زمينه اقدام كند. هر موضوعي كه موجب افزايش نارضايتي عمومي شود، بايد با دقت و مسووليتپذيري مورد بازنگري قرار گيرد. اگر موضوعي مانند اينترنت، زندگي روزمره مردم را مختل ميكند و باعث فشار بر جامعه ميشود، ادامه آن تصميم درستي نيست و بايد از دستور كار خارج شود.
حناچي در پايان خاطرنشان ميكند: بايد از ظرفيتهاي اينترنت براي توسعه كشور استفاده كرد، نه اينكه آن را به عنوان تهديدي براي جامعه معرفي كنيم. اينترنت پرسرعت و دسترسي آزاد و پايدار به شبكه جهاني، يكي از الزامات زندگي امروز و توسعه آينده است و تصميمگيران بايد اين واقعيت را در سياستگذاريهاي خود مورد توجه قرار دهند.