به روز شده در: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۰
کد خبر: ۷۵۷۹۶۹
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۹ - ۳۰ تير ۱۴۰۵

چرا آمریکا تهران را مورد هدف قرار نمی‌دهد؟

روزنو :به گفته رضا غبیشاوی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی ایرانی، در جنگ قبلی، هدف آمریکا کل ایران بود و سقف اهداف حتی به سرنگونی نظام یا وادار کردن آن به تسلیم می‌رسید. اما در دور کنونی، اهداف آمریکا کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد و به تضعیف توانمندی‌های نظامی ایران که پایگاه‌های آمریکا منطقه را تهدید می‌کنند و نیز شکست کنترل تهران بر تنگه هرمز محدود شده

چرا آمریکا تهران را مورد هدف قرار نمی‌دهد؟

چرا آمریکا در حملات کنونی به ایران، تهران را مورد هدف قرار نمی‌دهد؟

به گزارش روز نو به نقل از سایت شبکه الجزیره در گزارشی به قلم "احمد حافظ" نوشت: هنگامی که در فوریه/بهمن-اسفند گذشته جنگ میان آمریکا و ایران آغاز شد، تهران از فهرست اهداف مستثنا نبود و حملات مستقیماً این شهر را نیز دربر گرفت؛ به‌گونه‌ای که در یک حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، رهبر جمهوری اسلامی ایران، نیز هدف قرار گرفت. آن دور از درگیری‌ها پس از ۴۰ روز جنگ فراگیر، با امضای الکترونیکی یک یادداشت تفاهم میان دو کشور پایان یافت.

اما این آرامش دوام چندانی نداشت. پس از آنکه دو طرف یکدیگر را به نقض مفاد یادداشت تفاهم و دست داشتن در حملات به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز در اواسط ژوئیه/تیرماه جاری متهم کردند، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد آن یادداشت تفاهم «پایان یافته است».

 اندکی بعد، جنگنده‌های آمریکایی بار دیگر وارد آسمان ایران شدند و موشک‌های ایران نیز دوباره پایگاه‌های آمریکا در آن سوی خلیج فارس و اردن را هدف قرار دادند.

اما هر کس به دور جدید تنش‌ها بنگرد، با یک تفاوت اساسی روبه‌رو می‌شود؛ در حالی که حملات آمریکا به صد‌ها نقطه در داخل خاک ایران گسترش یافته، تهران همچنان از دایره هدف‌گیری مستقیم خارج مانده است.

چرا آمریکا تهران را مورد هدف قرار نمی‌دهد؟

به گفته پژوهشگران و دانشگاهیانی که با الجزیره نت گفت‌و‌گو کرده‌اند، توضیح این تفاوت را باید در اهداف آمریکا در دو مقطع جست‌و‌جو کرد. در جنگ قبلی، هدف آمریکا کل ایران بود و سقف اهداف حتی به سرنگونی نظام یا وادار کردن آن به تسلیم می‌رسید.

 اما در دور کنونی، اهداف آمریکا کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد و به تضعیف توانمندی‌های نظامی ایران که پایگاه‌های آمریکا و تأسیسات انرژی منطقه را تهدید می‌کنند و نیز شکست کنترل تهران بر تنگه هرمز محدود شده است.

از همین رو، حمله به پایتخت اساساً در راستای اهداف فعلی آمریکا قرار ندارد و همین مسئله این پرسش را مطرح می‌کند که چه محاسبات دقیقی این مرز را میان جنگی که زمانی پایتخت را دربر گرفت و جنگی که اکنون با اصرار از آن پرهیز می‌کند، ترسیم کرده است؟

از جنگ فراگیر تا راهبرد تشدید تدریجی

توضیح اینکه چرا تهران در دور جدید تشدید تنش‌ها از فهرست اهداف آمریکا حذف شده، از بازتعریف ماهیت این رویارویی آغاز می‌شود، نه صرفاً از توازن قدرت نظامی.

به گفته رضا غبیشاوی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی ایرانی، براساس یک نگاه، تا زمانی که آمریکا پایتخت را هدف قرار ندهد، آنچه رخ می‌دهد "جنگ" به معنای کامل آن تلقی نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از درگیری‌ها و حملات نظامی پراکنده است.

همین طبقه‌بندی، دولت ترامپ را از فشار‌های سیاسی بزرگی که ممکن است به دلیل ورود به یک جنگ تمام‌عیار متحمل شود، دور نگه می‌دارد و با گذشت زمان، این حملات به امری تقریباً عادی تبدیل می‌شوند که فشار داخلی کافی برای توقف آنها ایجاد نمی‌کنند.

سرلشکر محمد عبدالواحد، کارشناس مسائل سیاسی و امنیت دریایی، نیز نظر همسو دارد. او معتقد است که علت هدف قرار نگرفتن تهران، ماهیت همین جنگ است؛ جنگی که "هنوز به مرحله جنگ فراگیر با مفهوم سنتی نظامی نرسیده" و بنابراین تابع قواعد درگیری و خطوط قرمز مشخصی است که پایتخت ایران در قلب آنها قرار دارد.

به گفته وی، زمانی که هواپیما‌های آمریکایی به اطراف تهران نزدیک می‌شوند، هدفشان سرنگونی پایتخت نیست، بلکه در چارچوب آنچه "حملات آزمایشی "خوانده می‌شود، واکنش ایران را می‌سنجند؛ اینکه آیا تهران پاسخ خواهد داد، ماهیت این پاسخ چه خواهد بود و آیا هنوز توان اجرای آن را دارد یا خیر.

از سوی دیگر، دکتر محجوب الزویری، استاد دانشگاه و کارشناس سیاست خاورمیانه، بُعد دیگری به این تحلیل می‌افزاید. به گفته او، تشدید تدریجی تنش‌ها صرفاً یک رفتار آمریکایی نیست، بلکه دکترین مشترک هر دو طرف است که بر اساس معادله‌ای تقریباً حساب‌شده عمل می‌کنند؛ "هر هدف نظامی با یک هدف نظامی پاسخ داده می‌شود و هر هدف حیاتی نیز با هدفی حیاتی".

او معتقد است این رویکرد زمانی آشکار شد که ایران حملات خود به تأسیسات آب‌شیرین‌کن و برق کویت را پاسخی مستقیم به حمله به تأسیسات آب‌شیرین‌کن در نزدیکی بندرعباس توصیف کرد.

نبرد اصلی بر سر تنگه هرمز

رضا غبیشاوی اهداف کنونی واشنگتن را در سه محور اصلی خلاصه می‌کند که در کنار هم، تمرکز حملات بر جنوب ایران را توضیح می‌دهند:

پایان دادن به کنترل ایران بر تنگه هرمز. جلوگیری از حملات موشکی ایران علیه پایگاه‌های آمریکا و تأسیسات انرژی کشور‌های عربی منطقه و جلوگیری از هدف قرار گرفتن کشتی‌های تجاری و نظامی در تنگه هرمز و دریای عمان.

او در گفت‌و‌گو با الجزیره‌نت تأکید می‌کند که تحقق این سه هدف مستلزم تمرکز عملیات نظامی بر جنوب ایران است و نیازی به هدف قرار دادن پایتخت وجود ندارد.

این دیدگاه تا حد زیادی با نظر "الزویری" همخوانی دارد. او می‌گوید حملات آمریکا که حدود ۱۲۰ هدف را در قالب نزدیک به ۱۱ موج عملیاتی دربر گرفته، عمدتاً متوجه اهداف دریایی، مواضع نظامی زمینی و مسیر‌های ارتباطی مورد استفاده برای پشتیبانی بنادر جنوبی بوده است. به گفته او، تبریز تنها یک بار و آن هم در شرایطی مبهم هدف قرار گرفت و هیچ حمله مؤثری فراتر از جنوب ایران ثبت نشده است.

سرلشکر عبدالواحد نیز سازوکار این عملیات را در چند مرحله توضیح می‌دهد: نخست، لایه نخست ساحلی» شامل رادارها، سکوی‌های موشکی، کارخانه‌ها و انبار‌های مین، هدف قرار گرفت تا ایران توان دید و کنترل خود بر تنگه را از دست بدهد.

سپس حملات به لایه دوم در مناطق داخلی مجاور ساحل گسترش یافت تا این مناطق از هرگونه پشتیبانی لجستیکی محروم شوند؛ موضوعی که به گفته منابع آمریکایی، ایران را وادار کرد تجهیزات خود را به داخل کشور منتقل کرده و محل استقرار تسلیحاتش را تغییر دهد.

این کارشناس امنیت دریایی معتقد است اهمیت تنگه هرمز تنها به پرونده ایران محدود نیست، بلکه بُعدی ژئوپلیتیکی دارد؛ زیرا حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت، معادل نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه در روز، از این تنگه عبور می‌کند.

 بنابراین، کنترل آن علاوه بر مهار ایران، نفوذ آمریکا را در برابر چین و روسیه تقویت کرده و آزادی عمل ناوگان پنجم آمریکا مستقر در بحرین را تضمین می‌کند.

به گفته عبدالواحد، دامنه حملات بعداً تا مرز‌های ایران و عراق، مسیر‌های پرتاب موشک و پهپاد، مسیر‌های انتقال سلاح به متحدان ایران در عراق، سوریه و حزب‌الله لبنان، همچنین مناطق نفت‌خیز با اهمیت اقتصادی و حتی مرز حساس ایران و پاکستان در بلوچستان گسترش یافت.

او همچنین می‌گوید که حملات آمریکا کاملاً از اطراف تهران نیز چشم‌پوشی نکرده است؛ برخی شهر‌های پیرامون پایتخت هدف قرار گرفتند، اما این اقدام بیشتر جنبه روانی داشت تا نظامی.

محاسبات پس از حمله به تهران

رضا غبیشاوی نیز می‌گوید سقف اهداف آمریکا در این مرحله، برخلاف جنگ پیشین، شامل سرنگونی نظام یا وادار کردن آن به تسلیم نیست، بلکه صرفاً بر تضعیف توان نظامی ایران متمرکز است و از همین رو، واشنگتن نیازی به هدف قرار دادن تهران نمی‌بیند.

با هر حمله جدید ایران به کشور‌های منطقه، تهران اعلام می‌کند که این اقدامات پاسخی به حملات آمریکا است که از پایگاه‌های نظامی این کشور در منطقه انجام می‌شود و اگر آمریکا حملات خود را متوقف نکند، ایران نیز به تشدید تنش ادامه خواهد داد. این پیام در واقع به معنای افزایش هزینه‌های جنگ برای کل منطقه است.

از دیدگاه ایران نیز عامل جغرافیا نقش مهمی در انتخاب اهداف دارد. رضا غبیشاوی می‌گوید ایران به دلیل فاصله جغرافیایی، امکان حمله مستقیم به خاک آمریکا را ندارد و به همین دلیل پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار می‌دهد.

اما به گفته او، پشت این منطق عملیاتی، هدفی راهبردی نیز وجود دارد؛ اینکه کشور‌های میزبان پایگاه‌های آمریکا نیز هزینه جنگ را بپردازند و سایر کشور‌های منطقه دریابند که میزبانی از نیرو‌های آمریکایی الزاماً امنیت بیشتری برای آنها به همراه ندارد، بلکه ممکن است آنها را به منبع بی‌ثباتی تبدیل کند.

علی الذهب کارشناس روابط بین الملل نیز پایگاه‌های آمریکا در منطقه را از همین منظر تحلیل می‌کند. از نگاه ایران، این پایگاه‌ها عملاً خاک آمریکا محسوب می‌شوند و، چون منشأ تهدید مستقیم هستند، هدف قرار می‌گیرند؛ بر اساس این اصل ساده که "هر کس شلیک کند، باید انتظار پاسخ متقابل را داشته باش".

سرلشکر عبدالواحد نیز معتقد است هدف از این حملات، افزایش هزینه‌های جنگ برای واشنگتن و قرار دادن آن در موقعیتی است که ناتوانی پایگاه‌هایش در دفاع از خود آشکار شود. در نتیجه، کشور‌های حوزه خلیج فارس نیز تحت فشار قرار می‌گیرند تا خود به عامل فشار بر آمریکا برای پایان دادن به جنگ تبدیل شوند.

به گفته این کارشناس امنیت دریایی، مهم‌تر از همه آن است که حملات به کشور‌های خلیج فارس حامل این پیام بازدارنده است که مراکز فرماندهی و کنترل ایران همچنان به‌طور مؤثر فعالیت می‌کنند؛ همان‌گونه که در حمله به یک پایگاه محل استقرار نیرو‌های آمریکایی در اردن مشاهده شد. تمام این اقدامات در نهایت با هدف ورود به هرگونه مذاکره آینده از موضع قدرت، نه ضعف، انجام می‌شود.

هزینه انسانی و بار جنگ برای واشنگتن

در مقابل این احتیاط ایران برای پرهیز از تشدید حداکثری تنش، آمریکا نیز در داخل کشور با چالش خاص خود روبه‌رو است؛ موضوعی که محجوب الزویری آن را یکی از عوامل اصلی رفتار ایران می‌داند.

از زمان آغاز درگیری‌ها تاکنون، ۱۶ نظامی آمریکایی کشته و تعدادی دیگر زخمی شده‌اند. این رقم در شرایطی که آمریکا حضور گسترده زمینی ندارد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و هر تلفات، تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی می‌گذارد.

الزویری در گفت‌و‌گو با الجزیره‌نت می‌گوید حدود ۷۰ درصد آمریکایی‌ها خواهان ادامه جنگ نیستند و معتقدند این جنگ در راستای منافع آمریکا نیست. به اعتقاد او، ایران نیز تلاش می‌کند هزینه‌های سیاسی این جنگ را به‌ویژه برای رئیس‌جمهور آمریکا افزایش دهد؛ فردی که محبوبیت خود را بر وعده دور نگه داشتن کشورش از جنگ‌های جدید و جلوگیری از کشته شدن نظامیان آمریکایی در خارج بنا کرده است.

رضا غبیشاوی بار دیگر به موضوع تهران بازمی‌گردد و می‌گوید تا زمانی که پایتخت از آتش جنگ دور باشد و حملات متقابل با عنوان "درگیری" یا "مواجهه" توصیف شوند، نه "جنگ"، این ابهام در تعریف، به دولت ترامپ فضای سیاسی لازم را می‌دهد تا افزایش تلفات انسانی را بدون تبدیل شدن به یک بحران بزرگ افکار عمومی مدیریت کند.

با این حال، به گفته او، این فضا بر اساس نتایج نظرسنجی‌های آمریکا به‌تدریج در حال محدود شدن است. نظرسنجی شبکه فاکس‌نیوز نشان داده است که ۶۴ درصد رأی‌دهندگان از نحوه مدیریت پرونده ایران توسط ترامپ ناراضی هستند و هم‌زمان محبوبیت او به شکل قابل توجهی کاهش یافته و ائتلاف انتخاباتی‌اش که او را به کاخ سفید رساند، به تدریج در حال فروپاشی

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار