به روز شده در: ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۰
کد خبر: ۷۵۷۵۷۶
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۰ - ۲۸ تير ۱۴۰۵

کارشکنی تندرو‌ها علیه تلاش سازنده دولت پزشکیان همچنان ادامه دارد

روزنو :باوجود آنکه تفاهمنامه اسلام‌آباد آشکارا در راستای منافع ایران بود، اما تندرو‌های داخلی نه‌تنها پیش از امضای آن، دست به هر کاری زدند تا مانع کار شوند بلکه در ادامه نیز با تخریب دستگاه دیپلماسی دولت و حتی محمدباقر قالیباف که با ابتکار هوشمندانه مسعود پزشکیان، ریاست تیم مذاکره‌کنندگان ایران را برعهده گرفته بود تا مگر به‌نحوی از فشار همین تندرو‌ها کاسته شود، سطح تنش را بالا و بالاتر بردند. درنهایت نیز چنانکه اشاره شد ماجرای موشک‌پراکنی به چند شناور عبوری از مسیر اختصاصی عمان در تنگه هرمز، بار دیگر زمینه‌ساز حملات امریکا به خاک ایران شد. اقدامی که به باور برخی ناظران، صرفا با انگیزه‌های جناحی و برای جلوگیری از به نتیجه رسیدن تلاش‌های دولت پزشکیان در دستورکار این اقلیت تندرو قرار گرفت.

کارشکنی تندرو‌ها علیه تلاش سازنده دولت پزشکیان همچنان ادامه دارد

ایران همواره به تعهدات خود پایبند بوده. در برجام، نه‌تنها ایران به تعهداتش در توافق هسته‌ای پایبند ماند بلکه حتی پس خروج یکجانبه دولت نخست ترامپ از برجام در روز ۱۸اردیبهشت‌ماه۹۷ نیز درست تا یک‌سال بعد، تعهداتش در چارچوب توافق هسته‌ای را نقض نکرد و پس از یک‌سال مذاکره بی‌نتیجه با سایر اعضای برجام نیز درحالی اقدام به کاهش تعهدات برجامی کرد که این اقدام را در پنج گام و در فواصل زمانی دو ماهه اجرایی و روند کاهش تعهدات برجامی را نیز با استناد به حقوق خود مندرج در بندهای۲۶ و ۳۶ برجام، دنبال کرد تا نشان دهد که حتی در واکنش به خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته‌ای نیز کماکان با پایبندی به متن توافق برجام، دست به اقدام زده و درنتیجه به‌لحاظ حقوقی مرتکب نقض توافق نشده است.

به گزارش روز نو این تحولات در زمان دولت حسن روحانی، یعنی همان دولتی شکل گرفت که زمینه‌ساز امضای توافق برجام بود. با این همه در سال‌های بعد چه در آن سه‌سالی که ابراهیم رییسی سکان اداره دولت را در دست داشت و چه پس از آنکه مسعود پزشکیان به ریاست‌جمهوری رسید، ایران تا آنجا که می‌شد به مفاد برجام پایبند ماند و تلاش‌های دیپلماتیک فراوانی را برای احیای برجام در دستورکار قرار داد.

هرچند آنطور که برخی منابع آگاه از روند مذاکرات گفته‌اند، در دولت رییسی، ایران آنطور که باید و شاید از فرصت‌هایی که برای احیای توافق هسته‌ای داشت، استفاده نکرد، اما با روی کار آمدن پزشکیان و آغاز به کار دولتی که از جهات گوناگون با دولت روحانی همسو بود، مذاکرات هسته‌ای از سر گرفته شد؛ مذاکراتی که اگرچه به‌طور غیرمستقیم و با میانجیگری عمان انجام شد، اما از این جهت که با آمریکا و نه با مجموعه‌ای قدرت‌های جهانی انجام شد، گامی دیگر بود برای اثبات اینکه ایران حتی حاضر است با چشم‌پوشی از خروج یکجانبه امریکا از برجام، برای احیای توافق هسته‌ای تلاش کند آن‌هم در حالی که دونالد ترامپ پس از یک وقفه چهارساله، بار دیگر به کاخ سفید بازگشته و طرف مذاکرات بود.

 اما درحالی‌که این مذاکرات، با حملات ناگهانی امریکا و اسرائیل به خاک ایران و در گرفتن جنگ ۱۲روزه بی‌نتیجه ماند، ایران حاضر شد بار دیگر با آمریکایی‌ها وارد گفت‌و‌گو شود تا دوباره حسن‌نیت خود را اثبات کند و از این طریق زمینه احیای توافق هسته‌ای را فراهم آورد. با این همه پاسخ واشنگتن به این تلاش‌های تهران، حملات گسترده‌ای بود که تا حدود ۴۰ روز و با شدتی به‌مراتب بیش از جنگ ۱۲روزه ادامه یافت.

جنگی که البته همچون جنگ ۱۲روزه، نه خواسته‌های واشنگتن را محقق کرد و نه البته چنانکه انتظار می‌رفت، دستاورد روشنی برای تهران داشت. به همین دلیل هم طرفین، این بار با میانجیگری طرف پاکستانی و تلاش‌های حاکمان قطر، یادداشت تفاهمی را در ۱۴ بند امضا کردند تا ظرف یک مهلت ۶۰ روزه، در مذاکراتی فشرده، به یک توافق کامل و جامع دست یابند و یک بار برای همیشه، سایه جنگ و حملات نظامی را از آسمان ایران دور کنند.

این‌بار، اما این ایران بود که با حمله به شناور‌های عبوری از تنگه هرمز، زمینه‌ساز شکست نسبی مذاکرات شد. به بیان دقیق‌تر اگرچه ایران تا پیش از این، هرگز به‌طور مستقیم دست به اقدام نظامی نزده و تنها پس از آنکه هدف حمله قرار گرفته بود، دست به واکنش زده بود، واقعیت این است که این بار، این ایران بود که با حمله به چند شناور عبوری، مانع از ادامه مذاکرات بر سر یادداشت تفاهم ۱۴بندی اسلام‌آباد شد آن‌هم درحالی‌که به اعتراف بسیاری از ناظران، آنچه در این یادداشت تفاهم به امضای مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ رسیده بود، بیش از آنکه ضامن منافع واشنگتن و تل‌آویو باشد، منافع تهران را تامین می‌کرد.

چرا تفاهمنامه اسلام‌آباد به نفع ایران بود؟

اثبات اینکه یادداشت تفاهم اسلام‌آباد بیش از آنکه ضامن منافع واشنگتن و تل‌آویو باشد، به سود تهران بود، کار چندان دشواری نیست و تنها کافی است به متن این یادداشت تفاهم ۱۴بندی رجوع کنیم؛ تفاهمنامه‌ای که در بند یک آن، امریکایی‌ها به خواست ایران مبنی‌بر «پایان فوری و دائمی جنگ در تمام جبهه‌ها ازجمله لبنان» تن داده بودند و در بند دوم آن نیز متعهد شده بودند که از «دخالت در امور داخلی» ایران خودداری کنند. همچنین درحالی که در بند سوم این یادداشت تفاهم تاکید شده بود که طرفین باید ظرف ۶۰ روز به توافق نهایی دست یابند، در بند۴ واشنگتن به خواست تهران مبنی‌بر «لغو محاصره دریایی» نیز تن داده بود.

در بند ۵ تفاهمنامه نیز در حالی ایران به بازگشایی تنگه هرمز متعهد شده بود که در بند۶، آمریکا به‌نحوی به پرداخت غرامت به ایران از طریق ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری متعهد شده و بنابر بند هفت نیز پذیرفته بود که نه‌تنها به «تمام انواع تحریم‌های اولیه و ثانویه» پایان دهد بلکه تضمین کرده بود که «تمام انواع تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران ازجمله قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» را نیز ملغا کند آن هم درحالی که در ازای بند۸ ناظر بر اینکه ایران «هرگز سلاح هسته‌ای تولید نخواهد کرد» امریکا در بند۹ متعهد شده بود که از اعمال تحریم‌های جدید خودداری کند و مهم‌تر از آن، به‌موجب بند۱۰، «معافیت‌هایی را برای صادرات نفت خام، محصولات پتروشیمی و مشتقات آن و تمام خدمات مرتبط ازجمله بانکداری، بیمه، حمل‌ونقل و نظایر آن صادر کند.»

 آمریکا همچنین به‌موجب بند۱۱ تفاهمنامه متعهد شده بود که «وجوه و دارایی‌های توقیف‌شده یا مسدودشده ایران» را آزاد کرده تا این منابع «به‌طور کامل در دسترس ایران قرار گیرد.» همچنین درحالی که در بندهای۱۲ و ۱۳ سازوکار اجرایی این مذاکرات مورد بحث قرار گرفته بود، در بند۱۴ تاکید شده بود که «توافق نهایی ازطریق یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب شود.»

کارشکنی تندرو‌ها علیه تلاش سازنده دولت پزشکیان

باوجود آنکه تفاهمنامه اسلام‌آباد آشکارا در راستای منافع ایران بود، اما تندرو‌های داخلی نه‌تنها پیش از امضای آن، دست به هر کاری زدند تا مانع کار شوند بلکه در ادامه نیز با تخریب دستگاه دیپلماسی دولت و حتی محمدباقر قالیباف که با ابتکار هوشمندانه مسعود پزشکیان، ریاست تیم مذاکره‌کنندگان ایران را برعهده گرفته بود تا مگر به‌نحوی از فشار همین تندرو‌ها کاسته شود، سطح تنش را بالا و بالاتر بردند. درنهایت نیز چنانکه اشاره شد ماجرای موشک‌پراکنی به چند شناور عبوری از مسیر اختصاصی عمان در تنگه هرمز، بار دیگر زمینه‌ساز حملات امریکا به خاک ایران شد. اقدامی که به باور برخی ناظران، صرفا با انگیزه‌های جناحی و برای جلوگیری از به نتیجه رسیدن تلاش‌های دولت پزشکیان در دستورکار این اقلیت تندرو قرار گرفت.

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار