به روز شده در: ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۰
کد خبر: ۷۵۵۰۵۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۲ - ۰۹ تير ۱۴۰۵

اسید پاشی دو برادر چه بر سر مادر آورد؟

روزنو :سپس نوبت به متهم رسید که از خود دفاع کند و گفت: «نادر یک بار با چاقو من را ناکار کرده بود و روز حادثه وقتی دوباره با همدیگر درگیر شدیم ترسیدم که بار دیگر به من چاقو بزند. برای همین در یک لحظه عصبانی شدم و به سمت او اسید پاشیدم. حالا هم پشیمانم و از برادرم می‌خواهم رضایت دهد از زندان بیرون بیایم. اگر آزاد شوم شاید بتوانم مشکل سند خانه مادرم را حل کنم.» شاکی گفت: «سند مزایده شده و مشکل آن حل شدنی نیست. برای همین من فقط در صورتی که برادرم برای مادرم خانه بخرد به او رضایت می‌دهم.»

اسید پاشی دو برادر چه بر سر مادر آورد؟

چند سال قبل بود که مرد جوانی به نام نادر از برادر خود به اتهام اسیدپاشی شکایت کرد. نادر که بعد از درگیری اسیدی به شدت دچار سوختگی شده بود بلافاصله بعد از وقوع این حادثه تحت معالجه و درمان قرار گرفت، اما شدت سوختگی او به حدی بالا بود که قسمت‌هایی از دست و صورت او دچار بدشکلی شدند و حتی آسیب به دستان نادر سبب شد که در انجام کار‌های خود هم دچار مشکل شود.

به گزارش روز نو به این ترتیب نادر با اعلام شکایت از برادر خود خواستار دستگیری او شد و این در حالی بود که متهم به نام صابر پس از اسیدپاشی به برادرش متواری شده بود.

دستگیری متهم

متهم پس از گذشت چند روز از وقوع جنایت اسیدی توسط ماموران پلیس ردیابی شده و در نهایت در مخفیگاه خود دستگیر شد. در همین حال خواهر او با تودیع وثیقه او را تا فرا رسیدن روز محاکمه از زندان بیرون آورد، اما متهم پس از تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه برای فرار از مجازات خود متواری شد. به همین جهت طی روال قانونی در دادگستری انجام شده و سند تودیع شده به مزایده گذاشته شد. در همین حال تلاش ماموران انتظامی برای بازداشت مجدد صابر در دستور کار قرار گرفت و در نهایت بار دیگر صابر به دام افتاد و بعد از تکمیل تحقیقات در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.

در دادگاه

در جلسه محاکمه، دو برادر در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و نادر به عنوان شاکی پرونده در شرح جزئیات شکایت خود ماجرای اختلاف با برادرش را توضیح داد و گفت: «دو سال قبل از اسیدپاشی بود که من و برادرم با همدیگر اختلاف مالی پیدا کردیم. درگیری ما بالا گرفت و من در اوج عصبانیت با چاقو ضربه‌ای به صابر وارد کردم که باعث ایجاد جراحت شدیدی در او شد. بعد از آن حادثه برادرم تحت درمان قرار گرفت و زمانی که روند معالجه را طی کرد و به بهبودی نسبی رسید اقدام به شکایت از من کرد.»

متهم ادامه داد: «من برای اینکه برادرم را از شکایتش منصرف کنم هر کاری از دستم برمی‌آمد انجام دادم، اما او کوتاه نمی‌آمد. مادرم نیز پادرمیانی کرد، اما صابر می‌گفت باید دیه او را بپردازم و در نهایت هم من را در دادگاه محکوم به پرداخت دیه کرد. من به زندان افتادم و پول دیه برادرم را نداشتم که پرداخت کنم و آزاد شوم. برای همین مادرم سراغ خواهرزاده‌ام رفت و از او خواست که این مبلغ را به من قرض بدهد. من هم به او قول دادم که بعدا قرض او را پرداخت کنم. اما خواهرزاده‌ام می‌گفت که تنها در صورتی حاضر به پرداخت این پول خواهد بود که سند خانه‌مان را به عنوان وثیقه بگذاریم تا بعد از پرداخت قرض آن را به ما بازگرداند.»

متهم در ادامه ماجرا را اینطور توضیح داد: «مادرم از روی ناچاری سند خانه را به قید شرط بازپرداخت قرض وکالتی به خواهرزاده‌ام واگذار کرد. بعد او به من پول را پرداخت کرد و من هم دیه صابر را پرداخت کردم و از زندان آزاد شدم. اما به هر دری می‌زدم که قرض خواهرزاده‌ام را به او پس بدهم نمی‌توانستم پول را تهیه کنم. هیچ کس به یک فرد سابقه دار کار نمی‌داد. از سویی خواهرزاده‌ام پولش را می‌خواست و هر روز برای پس گرفتن قرض به ما فشار می‌آورد. در نهایت هم به دلیل عدم رعایت شروط واگذاری وجه درخواستی من؛ سند خانه مادرم را به نام مادر خودش یعنی خواهرم زد.

در واقع خانه از دستمان رفته بود و همین بهانه‌ای شد که اختلافات من و صابر بار دیگر از سر گرفته شود. من به صابر می‌گفتم اگر تو آن زمان به من فشار نمی‌آوردی تا دیه بگیری الان مادرمان بی‌خانه نشده بود. در همین حین فهمیدیم خواهرزاده‌ام از ترس اینکه خواهرمان بار دیگر سند را به نام مادرم بزند؛ از نام او هم خارج کرده و به نام خواهر خودش زده است. در این مرحله درگیری من و صابر به شدت بالا گرفت و در جریان درگیری فیزیکی او به من اسید پاشید. بعد از آن خواهرم که خودش را در جریان به وجود آمدن این اسیدپاشی مقصر می‌دانست، از دخترش خواست که صابر را با همان سند از زندان آزاد کنند، اما صابر فرار کرد و سند مزایده شد. حالا هم من می‌توانم از دیه خودم گذشت کنم، اما چون صابر با رفتارهایش کاری کرد که مادرم خانه‌اش را از دست داد باید برای مادرم خانه‌ای بخرد تا من از او گذشت کنم.»

سپس نوبت به متهم رسید که از خود دفاع کند و گفت: «نادر یک بار با چاقو من را ناکار کرده بود و روز حادثه وقتی دوباره با همدیگر درگیر شدیم ترسیدم که بار دیگر به من چاقو بزند. برای همین در یک لحظه عصبانی شدم و به سمت او اسید پاشیدم. حالا هم پشیمانم و از برادرم می‌خواهم رضایت دهد از زندان بیرون بیایم. اگر آزاد شوم شاید بتوانم مشکل سند خانه مادرم را حل کنم.» شاکی گفت: «سند مزایده شده و مشکل آن حل شدنی نیست. برای همین من فقط در صورتی که برادرم برای مادرم خانه بخرد به او رضایت می‌دهم.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار